صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

362

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

صبر در حديثى از پيامبر ( ص ) ، دربارهء مردى كه شخصى را زندانى كرد و ديگرى وى را كشت ، آمده است : « قاتل را بكشيد و آن زندانىكننده را زندان كنيد . اقتلوا القاتل و اصبروا الصابر » . يعنى آن كه وى را زندانى كرد ؛ زندانش كنيد تا بميرد . صبر ، يعنى مانع شدن در حالت سختى . گفته مىشود : صبرت الدّابة ؛ يعنى چهارپا را بدون علف زندانى كردم . صبرت فلانا ؛ يعنى او را دربند كردم كه هيچ راه خروج ندارد . راغب اصفهانى مىگويد : « صبر ؛ يعنى نگه‌داشتن نفس بر آنچه كه عقل و شرع اقتضا مىكنند ، و يا اقتضا مىكنند كه نفس از آن بازداشته شود . » پس صبر ، لفظ عامّى است كه چه بسا به حسب كاربردهايش ، ميان نامهايش اختلاف باشد . اگر خويشتندارى براى مصيبتى باشد ، صبر ناميده مىشود نه چيز ديگر ، كه مخالف آن بىتابى است ؛ و اگر در جنگ باشد ، شجاعت كه مخالف آن ترس است ؛ و اگر در حادثهء دردناكى باشد ، سعهء صدر گويند و مخالف آن دلتنگى است ؛ و اگر در سخن نگفتن باشد ، كتمان گويند كه مخالف آن فاش كردن راز است . خداوند همهء اينها را صبر ناميده است و فرموده : وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ « 1 » ؛ وَ الصَّابِرِينَ عَلى ما أَصابَهُمْ « 2 » ؛ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ « 3 » . روزه را صبر ناميده‌اند ؛ چون نوعى صبر

--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 177 : در سختى و زيان شكيبايانند . ( 2 ) - حج ( 22 ) آيهء 35 : و [ آنان كه ] بر هرچه بر سرشان آيد صبر پيشه‌گانند . ( 3 ) - احزاب ( 33 ) آيهء 35 : و مردان و زنان شكيبا .